دوست ات می دارم بی آن که بخواهم ات
این سالگشته گی است
که به خود در پیچی ابروار
بغری بی آنکه بباری
این سالگشته گی
که بخواهی اش
بی این که بفشاری اش
سالگشته گی است این
خواستن اش
تمنای هر رگ
بی آنکه در میان باشد
خواهشی حتی
نهایت عشق این است
آن وعده ی دیدار در فراسوی پیکرهاست.
شاملو
+ نوشته شده توسط محمد گیلک در دوشنبه دهم مهر 1385 و ساعت
19:48 |
