تبليغاتX
شیر و شکر

 

 

زیبائیت کل جهانم را گرفت است

روز و شبم٫ وقت و زمانم را گرفت است

 

طعم لبانت مستی انگور دارد

گیرائیش هفت آسمانم را گرفت است

 

گفتند فرمان داده ای دیوانه باشم

فرمانتان روح و روانم را گرفت است

 

من شهر مصرم و تو آن خنیاگری که

از مرد و زن پیر و جوانم را گرفت است

 

وقتی تو طالب بوده باشی ترک جان را

شادم به اینکه عشق جانم را گرفت است.

 

 

+ نوشته شده توسط محمد گیلک در یکشنبه سوم آذر 1387 و ساعت 8:15 |